غذا میخورم
با خودم میگم تو غذا نمیخوری ..تو حاضری همه چیزت رو بفروشی یه لقمه نون برای طفلت پیدا کنی
میخوابم
یادم میوفته تو نمی خوابی از نگرانی بمباران از نگرانی بچه ات که بدون آب و غدا مونده..
شایدم انقد پیکیر نحیفت ضعیف شده که همش خوابیدی
راه میرم
یادم میاد از تو حتی راه رفتن بدون ترس رو هم سلب کردن...
چندتا عزیز از دست دادی؟ چندبار بند دلت پاره شد؟ چقد اشک ریختی؟اصن اشکی مونده که بریزی؟
من چجوری بدون تو فکر نکنم خواهر مسلمانم؟ عزیزم تو اگر مسلمانم نبودی همون اندازه دردت برای من با ارزش بود...حالا که دیگه از امت رسول خدایی....
تو منی..
من توام!
من چطوری بخندم اما شرمنده ی تو نباشم؟
من چطوری تلاش کنم اما سرم جلوی تو پایین نباشه؟
تلاش چه کلمه ای؟ تلاش های من کجا تلاش های تو کجا!
عزیزم خواهرکم...هیچوقت ندیدمت..هیچوقت قرار نیست نامه ام رو بخونی...
اما بدون قلبم برای تک تک دردهایی که حتی توئه ذهن من نمیگنجه غمگینه..!
عزیزم کاش میتونستم هرچیزی که دارم رو بهت بدم که تو از دیدن غذا خوردن بچه ات از دیدن خواب اروم بچه ات یک لبخند یک لبخند فقط به لبت بیاد...همین برای کل زندگیم کافی بود
عزیزم دستای من بسته اس...برای رسوندن آب و غذا و امنیت به تو...
اما من میتونم هر نفس می کشم برای تو دعا کنم..برای طفلت..برای مردت..
خواهر مسلمانم...برای شیر طفل شیر خوارت برای علی اصغرت دلم می تپه
برای دخترکت برای سکینه و رقیه ات دلم میلرزه...
برای قاسم و علی اکبرت دل میره
من کربلا ندیدم من از نسل کربلا نبودم...
اما ببین چیکار کردن؟ ببین هر روزمون رو کربلا کردن؟
تو ربابی تو زینبی...تو نماد صبری تو نماد تلاشی ..تو محکمی....
عزیزم تمام وجودم هر چی از درد تو پره..
هزار برابرش تو رو تحسین میکنم...
من هرچیزی که مربوط به توئه دوست دارم
حتی رنجی که مربوطه به توئه رو میخوام...
اگر قلبمون رو بهم نزدیک میکنه..
نوشتن از تو..
دعا کردن برای تو
گفتن از تو
تنها کاری که میتونم انجام بدم..
از من بپذیر ..
برچسب ها: عاشورا
.: Weblog Themes By Pichak :.