بسم الله
اومدم خونه فاطمه رفیقم😍😍😍🧡🧡🧡🧡
همسر و پسرم اومدن...
پسر بعد از کلی شیطونی گرفت خوابید
همسرم هنوز یخش با شوهر فاطی آب نشده صمم بکمم نشستن دارن فیلم صدام میبینند😁
فاطمه برام یه نهال گل رز خرید گفت میدونستم میگی شاخه گل که زنده نیستن پژمرده میشه...
برات گل رز با ریشه خریدم تا زنده باشه
برای من و پسر لباس ورزشی خریده..
میگه میدونم ورزش میکنی خواستم انگیزه بشه هروقت میپوشی...
برام چای کرک درست کرده میگه میدونم نوشیدنی گرم دوست داری برات نوشیدنی گرم درست کردم ...
اوف عجب رفیقی دارم
همچین رفیقی گلی از گل ها بهشت
تصور اینکه رفیقمم ی روز بیاد خونمون هیجان زده ام میکنه...😍❤️
کاش یه روز بشه ...
بعدا نوشت: پسر از خواب بیدار شد دید نیستم ( سر سفره بودم) مضطرب شد ..گوشه ی چادرم تو بغلش گرفته که تنهاش نزارم و فقط و فقط خودمو میخواست...یعنی بخوابه اما تو بغلم...کی دلش میاد خواب مخملی بچه اش رو خراب کنه واسه دل خودش؟
از اونجایی که پسر اولویته مهمونی رو خلاصه کردم
و نتیجه گرفتم اگر قرار به دورهمی دوستانه اس باید برم کافه برای یکی دوساعت قبل از اذان مغرب و شب هارو متعلق به پسر جان باشم
+ با این حال خوش گذشت...به پسرم نیمه ی اول مهمانی خوش گذشت...
+ پسر تو سن اضطراب جداییه...تو فضای ناآشنا هرچقد کنجکاو و کاوشگر اما احساس امنیت نمیکنه..
و میدونم اینام از رشدشه...و باید صبوری و تدبیر کنم تا از این دورانم بگذره
+شکرت خدا.. مادر بودن همین فداکاری ها و از خود گذشتن های کوچیکشه قشنگ ترش کرده
+امیدوارم میزبان تو ذوقش نخورده باشه چون خیلی زحمت کشیده بود
دستش دردنکنه....
برچسب ها: رفیقانه , مادرانه
یه دوست دارم که بدون باز کردن مشکلات و جزئیات میتونیم ساعت ها به صورت خیلی منطقی باهم درباره اشون حرف بزنیم..
و بدونیم که حریم خصوصیمون از بین بره راه حل برای مشکلات پیداکنیم.
این منطقی ترین رابطه امه
میتونیم بهم زنگ بزنیم خیلی واضح و شفاف بگیم
عزیزم وقت ندارم اگر میشه بعدا صحبت کنیم؟
یا خیلی واضح از هم بپرسیم درباره چه موضوعی صحبت کنیم که برای جفتمون جذاب باشه؟
میتونیم خیلی راحت بهش بگم من ازت ناراحتم و مطمئن باشم خودشو اصلاح میکنه و کینه از بین میره..
میتونیم حرف بزنیم بدون اینکه وسط حرف بپریم...
میتونیم ایرادات همو بگیم بدون اینکه نگران باشیم از ناراحتی همدیگه
چون مطمئنیم بهترین راه رو برای انتقاد کردن پیدا میکنیم
چون مطمئنیم که خیر و صلاح داخلش!
این ایده آل ترین رابطمه!
و سالم ترین رابطه!
رابطه با فاطمه لطیف ترینه نرم نازک ترینه
اما با مریم منطقی ترین و بالغانه ترین
بقیه ام که رفیق نیستن، دوستن
برچسب ها: رفیقانه
اینو تو نت گوشیم ثبت کرده بودم دیدم حیفه ثبتش نکنم
امشب با دوستای دبیرستانم رفتیم سفره خونه بعد از کلی استرس و نگرانی گفتم یه حالی بخودمون بدیم
بجز فاطمه اون دوتا رو بعد سه سال میدیدم..
نکته مثبتش این بود جز فاطمه که فاطمه با اعتماد به نفس تر و خانوم تر شده بقیه همون دیوونه های که بودن باقی مونده بودن
یعنی اینجوری بود تا وقتی فیس خانومی گرفته بودیم و حرف نمیزدیم خیلی با شخصیت بودیم
تا دهنمون رو باز میکردیم و شروع میکردیم به خندیدن
همون دخترای شیطون ته کلاس بودیم...😁
خیلی خوش گذشت از ته دل خندیدیم
خیلی وقت بود میخواستم فاطمه رو دعوت کنم..
هی نمیشد ...
همیشه اون کسی بوده که کادو گرفته
اون کسی بوده که منو بیرون دعوت کرده .اون کسی بوده مراقبم بوده و همیشه نسبت بهش احساس یه دینی میکنم...
خیلی خوبه فاطمه خیلی بهترین رفیقمه...
+ اومدم خونه پیام دادم به مهدیه..
خیلی کوتاه و مختصر ناسزا بهش گفتم
دلم خنک شد..
درسته خیلی بیشعور و شوهریه
ولی این دلیل نمیشه دلم براش تنگ نشه بعد هر دورهمی
و نخوام در جواب بی معرفتی هاش بهش فحش ندم ..
مختاره میتونه بلاکم کنه تا بیشتر فحش بخوره😆
نمیتونم به دوستی که ۱۷ سال باهم دوست بودیم فیس عاقلانه بگیرم و بگم اشکال نداره مختاره نمیخواد باشه نباشه..
دوستی یکی دوساله نیست از دلم بره اندازه یه بچه دبیرستانی خاطره داریم..
+ یکی از دوستام میگفت امان از خواهر شوهرام ۷ تا خواهر شوهر دارم شوهرمو لوس میکنند مثل بچه کوچیک باش برخورد میکنند
نمیدونید تو دلم چقد غنچ میرفت که یکی مثل خودم پیدا شده😂
اون روحیه پلیدی غیبت کننده ام پیدا شده بود ولی سکوت کردم تا حدودی
فقط با خوشحالیگفتم عهههه توهم دیگه؟؟؟؟😈
۳ تیر ۱۴۰۴
ساعت ۲۲:۱۰
برچسب ها: رفیقانه
.: Weblog Themes By Pichak :.